السيد موسى الشبيري الزنجاني

2097

كتاب النكاح ( فارسى )

روايات درمىيابيم كه موضوع در روايات تحريم ازدواج با زانيه موردى است كه خود شخص زانى بخواهد با مزنى بها ازدواج كند و شبهه سائل از اين جهت است كه اين ارتباط نامشروع مانع ازدواج است ؟ و موضوع در روايات تحريم نكاح مشهوره اختصاص به زانى ندارد و شبهه سائل از اين جهت است كه اگر زن مشهوره باشد يا اجمالًا آلوده به زنا بوده ، اين مقدار سوء سابقه مانع ازدواج است ؟ ممكن است در يكى از اين دو عنوان قائل به حرمت شويم و ممكن است هر دو عنوان را از عناوين محرمه بدانيم و اگر در يكى از اين دو موضوع روايت مفصلى به عنوان شاهد جمع پيدا كرديم ، نمىتوانيم آن را به موضوع ديگر تسرى بدهيم . ب ) بررسى رواياتى كه مربوط به نكاح خود زانى با مزنى بها است : 1 ) عمار بن موسى عن ابى عبد الله « عليه السلام » قال : سألته عن الرجل يحلّ له ان يتزوج امرأة كان يفجر بها ؟ قال : ان آنس منها رشداً فنعم و الا فليراودها على الحرام فان تابعته فهى عليه حرام و ان ابت فليتزوجها « 1 » . موضوع سؤال در اين روايت ، نكاح مرد با زنى است كه خود او با وى زنا مىكرده ، و نمىتوان « كان يفجر بها » را به صيغهء مجهول خواند ، زيرا نمىخواهد بپرسد كه آيا مىتوان با زنى كه قبلًا سابقهء زنا داشته و اكنون ديگر از اين عمل دست برداشته ، ازدواج كرد يا نه و الّا تفصيل بين توبه و عدم توبه معنى نداشت . علاوه بر اينكه اگر اين معنا مراد بود ، بايد به صيغه مؤنث ( به صورت كانت يفجر بها ) آورده مىشد . 2 ) محمد بن مسلم عن ابى جعفر او ابى عبد الله « عليه السلام » قال : لو انّ رجلًا فجر بامرأة ثم تابا فتزوجها لم يكن عليه شىء من ذلك « 2 » .

--> ( 1 ) جامع الاحاديث ج 25 ص 601 باب 16 از ابواب ما يحرم بالمصاهرة حديث 5 ، وسائل ابواب ما يحرم بالمصاهرة باب 11 ح 2 ( 2 ) جامع الاحاديث باب سابق حديث 8 ، وسائل الشيعة باب سابق حديث 5 .